تلمود و قبل از عصر عربي ميداند (سدهٴ ششم تا هشتم)؛ اشتينشنايدر از آغاز عصر عربي (سدهٴ نهم تا دهم). اكنون به نظر ميرسد كه مصححان جديد، يعني هرمان شاپيرا و سولومن گاندز، قديميتر را تأييد ميكنند. كتاب مقياسات رسالهٴ بسيار كهني است كه به عصر مشنا مربوط ميشود. قطعهٴ موجود در بادليان بهما امكان ميدهد تا بهنتيجهٴ قطعي برسيم. كتاب مقياسات وباريتاي برافراشتن خيمه احتمالاً يك كتاب است، يعني ذيل كتاب
مقياسات مشنا، يعني رسالهٴ دهم سدرقداشم،1 كه از ابعاد و ترتيبات معبد بحث ميكند، و اگر چنين باشد، شايد موٴلف آن رابـي نحميا (حدود، 150) بوده.
ممكن است كتاب مقياسات به صورت دستورالعمل توسط مساحان در شام و فلسطين مورد استفاده قرار ميگرفته. در اين صورت بهآساني ميتوان دريافت كه چگونه تدريجاً محتوي آن به مسلمانان انتقال يافته است. مثلاً ممكن است سريانيان آن را به مدرسهٴ بزرگ جنديشاپور برده باشند (ج 1، 420). ممكن است خوارزمي ترجمهٴ سرياني يا فارسي آن را ديده باشد؛ و بههر صورت بابالمساحه از كتاب
جبر و مقابلهٴ او بدان بسيار شبيه است، و ميتوان آنرا ترجمهٴ عربي يا تحرير آن كتاب دانست. خوارزمي برخي طرق اثبات بدان افزوده كه در متن عبري وجود ندارد.
ابراهيم بن عزرا
¿ فصل چهارم دربارهٴ زمينهٴ فلسفي.
د. بيزانس
¿ دربارهٴ پرودروموس و برادران تزتزس ¿ فصل چهارم دربارهٴ زمينهٴ فلسفي.
ه. لاتين
والكر مالورني2
اخترشناس انگليسي از تبار لُتارنژي، در 1091، در ايتاليا سفر كرد و در همان سال به انگلستان هم رفت؛ رئيس صومعهٴ مالورن شد. در 1135، درگذشت. خسوف ماه را در 30 اكتبر 1091، و در 18 اكتبر 1092 رصد كرد، كه رصد دومي بهوسيلهٴ اسطرلاب صورت گرفت، و او شرح هر دو را نوشت. اندكي بعد، در 1108، مجموعهاي از جدولهاي قمري را با توضيح هر يك تدوين كرد، شامل دورهٴ 76 سالهاي كه به 1112، ختم ميشد. در 1120، رسالهٴ پدروآلفونسو در باب صورت فلكي اژدها را بهلاتيني اقتباس كرد. او در زيج خود از كسرهاي رومي استفاده كرد؛ بااين حال در رسالهٴ آخري درجه، دقيقه و ثانيه را بهكار برد.